گروه ادبیات فارسی دامغان
علمی-آموزشی 
قالب وبلاگ

 

متمم:

متمم در لغت یعنی تمام کننده ی چیزی و در دستور زبان فارسی یعنی تمام کننده ی معنی کلمه ای نظیر فعل ، صفت ، و....برای تفهیم بهتر متمم به دانش آموز می توان آن را به سه دسته تقسیم کرد :

1-      متمم فعل ( متمم اجباری )  2- متمم قیدی ( متمم اختیاری )3-متمم برای یکی از اجزای جمله به غیر از فعل

2-     متمم فعل :

برخی افعال با وجود داشتن نهاد و احیاناً مفعول و مسند معنی کامل ندارند و نقطه ی ابهامی یا بهتر بگوییم علامت سوالی در ذهن باقی می ماند . اگر جواب سوال مطرح شده در ذهن با حرف اضافه همراه باشد ، همان متممی است که باید در جمله لحاظ شود تا معنی فعل کامل گردد .

 این گونه متمم ها ، به دلیل این که تمام کننده ی معنی فعل هستند متمم فعل نامیده می شوند ، به همین دلیل در شمارش اجزای جمله بایدبه حساب بیایند ، بنا بر این متمم اجباری نامیده می شوند . به عبارت کوتاه تر :

متمم فعل : قابل حذف شدن نیست و در شمارش اجزای اصلی محسوب می شود .

 

3-     متمم قیدی:

گاهی در جمله قید به صورت حرف اضافه و متمم ظاهر می شود . به این نوع متمم ، متمم قیدی می گویند. متمم های قیدی در مفهوم اصلی جمله تاثیری ندارند  ونحوه ی تشخیص آن ها ، حذف کردنشان از جمله است ،به همین دلیل به متمّم اختیاری معروفند .متمم قیدی قابل حذف شدن است و در شمارش اجزای اصلی محسوب نمی شود .

 

4-     متمم برای یکی از کلمات جمله به غیر از فعل:

این نوع متمم با تجزیه ی کلمه در ارتباط است از این رو به انواع زیر تقسیم می شود

الف ) متمم اسم : وقتی که متمم برای یکی از نقش های نهاد ، مفعول ، مسند ، مضاف الیه و متمم بیاید

ب ) متمم صفت ) وقتی که متمم برای صفت بیاید .

ج ) متمم قید : زمانی که متمم برای نقش قید آورده شود .

د ) متمم شبه جمله : وقتی که متمم تمام کننده ی معنی شبه جمله باشد . اغلب شبه جمله نیاز به متمم دارند ؛

نظیر : احسنت بر علی ! حیف از این همه زحمت ! وای بر شما ! یا در جملات زیر کلمه ی « توجه » اسم است

 که در نقش های متعدد آمده و در تمام نقش ها احتیاج به متمم دارد :

- توجه به این مطلب پسندیده است .

- به این مطلب توجه نمایید .

- با توجه به این مطلب می توان نتیجه گرفت ...

- نظر استادان دانشگاه ، توجه به این مطلب است .

با اندک تاملی می توان دریافت که هیچ یک از این افعال نیاز به متمم ندارند ،

از سوی دیگر نمی توان گروه متممی « به این مطلب » را حذف کرد ، زیرا معنی جمله ناقص می شود ، پس :

متمم نوع سوم : نه قابل حذف شدن است و نه جزء اجزای اصلی به حساب می آید .

یاد آوری

1-      صفات تفضیلی : در هر نقشی که باشند نیاز به متمم دارند مگر این که متمم آن ها به خاطر وضوح بسیار حذف شده باشد .

-          بیشه ای انبوه تر از این  نمی توان یافت .

-          حسنک می گوید : بزرگ تر از حسین علی نیستم .

-          باید شایسته تر از این اندیشید .

-          بهتر است که ابتدا بیندیشیم ، سپس سخن بگوییم .

2-      برخی از اسم های مبهم از قبیل : بسیاری ، برخی ، بعضی و گروهی از اسم های جمع مثل عدّه ، دسته ، گروه نیز به متمم نیاز دارند .

 

 

نکاتی در تشخیص انواع متمم :

1-      وقتی در جمله متمم داریم باید ابتدا حرف اضافه و متمم را حذف کنیم .اگر در معنی اصلی جمله خللی وارد نشد ، متمم ، اختیاری است .

2-       در غیر این صورت یا متعلق به فعل است یا یکی دیگر از کلمات جمله . می توان حرف اضافه را به فعل و پس از آن به تک تک

3-      کلمات جمله اضافه کرد و با ایجاد رابطه ی معنی داری ، نوع متمم را تشخیص داد.

-          در انگلستان هدف از آموزش پیش دبستانی آشنایی کودکان با محیط مدرسه و تمرین دوری از خانواده و منزل است .

-          در انگلستان -------  متمم قیدی

       با حذف متمم ها جمله به این صورت در می آید :

-          هدف ، آشنایی کودکان و تمرین دوری است .

واضح است که چنین جمله ای معنای تمام و دقیق ندارد و این سوالات را در پی خواهد داشت : هدف از چه چیزی ؟ آشنایی با چه چیز ؟ دوری از چه چیز ؟

از سوی ذیگر می توان گفت : هدف از ، آشنایی با و دوری از . بنابراین هر سه کلمه متمم اسم می گیرند .یا مثلاً :

-          او از ترس افترا و حسد به خدا پناه برد .

-          او به خدا پناه برد .

جمله ای است با معنی کامل و در واقع متمّم حذف شده ، مفهوم قید علت دارد .و یا جمله ی او « پناه برد » معنی کامل ندارد .

در این صورت با توجه به این که « پناه » نقش مفعول دارد ، می توانیم بگوییم : « او به خدا ، پناه به خدا ، برد به خدا ،

 از میان این عبارات پناه به خدا » دارای معنی است . پس « پناه » اسم گرفته است .

4-      در تشخیص متمم باید به ساده و مرکب بودن فعل نیز توجه کرد .

-          او به قبولی اش افتخار می کند .

می توان گفت : « افتخار کردن به » و نتیجه گرفت که متمم ، اجباری است اما باید دانست که « افتخار » مفعول است و « می کند »

فعل ساده .پس  « افتخار به قبولی اش » درست است .

5-      برای دریافت بیشتر متمم باید مبحث قید و مفاهیم قیود را دقیقاً شناخت

6-      زیرا متمم های قیدی مفاهیمی از قبیل زمان ، مکان ، کیفیت و ...دارند .-

-          از فرط هیجان لکّه می دویدم . ( قید علت )

-          - جامی در خرجرد جام تولد یافت . ( قید مکان )

7-      هر فعل یک یا دو حرف اضافه ی اختصاصی دارد .ممکن است فعل در نظام معنایی زبان ، مفاهیم متعددی بگیرد .

آموختن ( یاد دادن ) -----به ؛  آموختن ( یاد گرفتن ) -----  از ؛
اندیشیدن ( فکر کردن ) ------ به ؛اندیشیدن ( ترسیدن) ---- از ؛

حروف اضافه ی اختصاصی عبارتند از : « به ، با ، از ، بر ، در » .کاربرد حروف « بر و در»  محدود است و انگشت شمار .

 « گنجیدن در ، شوریدن بر ، تاختن بر »اما حروف « به ، با ، از » برای افعال متعددی به کار می روند .

5- وقتی فعلی حرف اضافه ی اختصاصی داشته باشد ، فقط با همان حرف اضافه معنی کامل می یابد ؛ یعنی نمی توانیم حروف اضافه ی دیگری را جای گزین آن کنیم .

- او به مادرش می نازد .( معنی کامل است )

- او با مادرش می نازد  ( معنی کامل نیست ، به چه می نازد ؟ )

6- فعل هایی که متمم اجباری می گیرند ، وقتی به صورت مصدر یا اسم در جمله حضور یابند ؛ متمم نوع سوم را خواهند گرفت ،

 مگر این که متمم این کلمات به صورت مضاف الیه در جمله حضور یافته باشند .                                                

- به آینده می اندیشم ( متمم اجباری )

- اندیشیدن به آینده زبیاست .( متمم اسم )

- اندیشه به آینده زیباست . ( متمم اسم )

- انذیشه ی  آینده  را دارم .( متمم به صورت مضاف الیه آمده ، ومضاف الیه است )

- او ازتاریکی می ترسد ( متمم اجباری )

- ترس از گناه روح را متعالی می سازد . (متمم اسم )

- ترسیدن از گناه روح را متعالی می سازد ( متمم اسم )

7- افعال ربطی ( است  ، بود، شد ، گشت ، ... )متمم اجباری نمی گیرند ، مگر زمانی که مسند نداشته باشند در این صورت متمم ، کار مسند را انجام می دهد .

- او جنوبی است ( سه جزیی مسندی )

- او از اهالی جنوب است . ( سه جزیی متممی )

********

 بر اساس جانشین سازی وافزودن وکاستن متمم ، هر یک از جمله های زیر را تغییر دهید ووضعیت متمم وحرف اضافه را بررسی کنید :

- مریم از خداوند راضی است ( نیارمند ، شادمان ، رقیق،امیدوار ، بلند قد  ...)

- نمونه ------ مریم به محبت نیازمند است .( نظر ، اندیشه ، توجه، رفاقت   ....)

- اکرم با دوستش مصاحبه کرد .

- محمود به ماه نظر کرد.

 

[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ گروه ادبیات ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
ایران رمان